خرید بک لینک
نوجوانیمطالبی با زمینه روانشناسی،روان درمانی وخاطراتنوجوانینوجوانم.شاید ۱۳ یا ۱۴ ساله.خانه ی ما وخانه ی عمه ام دیوار به دیوار است وامشب قرار است با عمه ام به یک مراسم مذهبی در محله بروم.وقتی در راه برگشتن به خانه ایم،عمه ام باز بدجنسی اش گُل می‌کند.می گوید:تو برو توی حیاط خانه ی ما بایست و حرفی هم نزن.بعد زنگ خانه ی ما را می زند و می گوید:دخترت هنوز خانه نیامده؟! او زودتر از من راه افتاد،چطور هنوز نرسیده؟! پدر ومادرم با اضطراب زیاد دم در می آیند و عمه ام قاه قاه می خندد که شوخی کرده وبه من می گو

برچسب: نویسنده: 1290676471 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:32

همین اواخرمطالبی با زمینه روانشناسی،روان درمانی وخاطراتهمین اواخردر حیاط نشسته ام.حالا یک زن ۴۵ ساله ام.لب باغچه نشسته ام وکلوخی را در دستم تکه تکه وخرد میکنم.در عالم خیال در زمان به عقب می روم تا ۵۰۰ یا ۷۰۰ سال قبل،جایی که این کلوخ شاید آدمی بوده،مردی یا زنی و زندکیی داشته و ذهنی و روابطی و نسلی.همین که حالا کلوخی شکننده در دستان من است.پس اگر در زمان جلو بروم میتوانم خودم را ببینم به شکل همین کلوخ یا آن برگ در حال پوسیدن یا آن پرنده ی زیبای در حال قدم زدن.مرگ مرا غمگین نمی کند.شاید برای برداش

برچسب: نویسنده: 1290676471 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:32

قصه ی ازدواجمطالبی با زمینه روانشناسی،روان درمانی وخاطراتقصه ی ازدواج۲۴ سال از زندگی مشترکم گذشته.۲۴ سال.حالا دو پسر ۱۶ و۱۸ ساله دارم که تا همین سن هم قدشان از خودم بلندتر است وحتی عقل وهوششان از من بیشتر.بچه هایی که اهل درسند و مودب ومگر من از زندگی چقدر باید بخواهم.بگذریم که اگر سر حوصله پای درددلم بنشینی حتماً لابلای حرفهایم می شنوی یا می فهمی که از شوهرم واز خانواده خودم یک کهکشان دلخوری ورنجش تلنبار شده دارم.پدر و مادری که انگشت شمار خاطره ی آغشته به مهری ازشان به یاد دارم و مرا بعد از یک ج

برچسب: نویسنده: 1290676471 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:32

شاید دلیلش این بودمطالبی با زمینه روانشناسی،روان درمانی وخاطراتشاید دلیلش این بودسالهای زیادی عادت داشتم هر وقت از چیزی ناراحت بودم حرفهایم را در کتابچه ای می نوشتم با تاریخ وساعت وحالا دارم آن کتابچه را مرور می کنم.وقتی در حال خواندنش هستم لحظاتی می رسد که مثل کسی که دچار برق گرفتگی شده باشد،تمام موهایم به تنم سیخ می شود.من حالا ۲۵ سال از زندگی مشترکم گذشته ولی نوشته هایی دارم که بعضی ۳ماه وبعضی حتی کمتر از یکماه از عروسیمان گذشته ومن اینطور نوشته ام:"نمی تونم تو رو همیشه کنار خودم ببینم.می دون

برچسب: نویسنده: 1290676471 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:32

وقتی دخترِ خانه بودممطالبی با زمینه روانشناسی،روان درمانی وخاطراتوقتی دخترِ خانه بودمتا اونجایی که یادم میاد معجزه ای توی زندگیم اتفاق نیفتاده،مثل همه ی دخترهای هم سن وسال خودم تا ۶-۷ سالگی دنبال خاله بازی وعروسک بازی بودم ،بعدش هم درس ومدرسه.شاگرد اول وبچه خرخون هم نبودم اگه کارت آفرین زیاد داشتم، ولی تک وتوک نمره زیر ۱۵ هم میگرفتم.خانواده ی من یه خانواده به شدت مذهبی اند.پدرم یه نظامی بود که معتقد بود انقلاب با عرق جبین وهمت اون حفظ شده ومادرم از فرط تعصب مذهبی دو جفت جوراب روی هم می‌پوشید مبا

برچسب: نویسنده: 1290676471 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:32

بقای نسل بشرمطالبی با زمینه روانشناسی،روان درمانی وخاطراتبقای نسل بشرجایی شنیده ام که که:"تمام رنج بقای نسل بشر به دوش زنان است"من به این جمله با تمام وجود باور دارم.از رنج قاعدگی که هر دختری از سن ده،دوازده سالگی آنرا تجربه می کند وخود به تنهایی شامل درد،خونریزی،دلپیچه،افت خلق وچیزهای بیشتراست تا بارداری،زایمان،شیردهی ومهمتر از همه مراقبت وتربیت فرزند.این همه ،هر کدام به تنهایی باری بزرگ به دوش زن است. گاهی مردهایی پیدا می‌شوند که توانایی دیدن ودرک سختی وسنگینی رنجی که زن در حال تحمل آن است را

برچسب: نویسنده: 1290676471 تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 16:32

صفحه بندی